چهارماهگی
تو وصل بودی به بهشت ...
من وصل شدم به تو ...
بهشت کشیده شد ....
تا زیر پایم.....
خوب دیگه واسه خودت مردی شدی عشقم ...
اول از اینکه خیلی ناز میخوابی با اینکه اصلا دوست ندارم خواب باشی و همیشه بیداریتو دوست دارم ولی اونقدر خوشجل میخوابی که مجبور میشم دست به دوربین ببرم ...








از نور زیاد بدت میاد .... یا باید دستت و بزاری روی چشمت یا اینکه ...

پتو رو بکشی روی چشمت !! در ضمن این پتو رو خیلی دوست داری و خاله جونت برات خریده ....
دیگه اینکه آینه رو دوست داری اگه بگیرمت یا بزارمت جلوی آیینه بی نهایت خوشحال میشی بسیار خود شیفته هستی دائم خودت و نگاه میکنی و میخندی 
عاشق برنامه های خاله شادونه ... عمو پورنگ هستی اصلا تو خیلی دیدن کارتون و دوست داری صبحها شادونه عصرها عمو پور رنگ یا رنگین کمان و کامل می بینی ... اونقدر از خوشحالی جیغ میکشی و دست و پا میزنی که هر لحظه از روی راکرت میای پائین تر !! البته اگه خواب باشی و نتونی ببینی من برات ضبط میکنم بیدار شدی برات میزارم 
و دیگه اینکه وقتی اذان پخش میشه محاله به tv زل نزنی و ساکت نشی بدون صدا از اول تا آخرش گوش میکنی بدون اینکه حرکتی کنی تازه خوشحال میشی اگه بزارم نماز جماعت و تا آخرش نگاه کنی ساکت ترین زمانی که از تو سراغ دارم همین موقع است ... اینم عکسش

همیشه دوست دارم پسر مومن و با خدایی باشی می دونم که تو بهترینی اینم مدرکش
عاشق یه عروسک قرمز رنگی که بابا حسین اولین بار برای یاسمن خریده بود بعدش یه مدت رفت پیش بردیا اونم حسابی باهاش حال کرد حالا که بردیا بزرگ شده خاله جون دوباره اون و برات شسشته و داده به تو .... نمی دونم چرا اینقدر دوستش داری شاید چون راحت میتونی دستت بگیری و دماغشو بخوری


وقتی صبور و مظلوم و بی صدا دراز میکشی

وقتی جدی میشی

وقتی خوردنی میشی


وقتی متعجب میشی

وقتی دستاتو هیچ جوره ول نمی کنی

تازه یاد گرفتی همش دستاتو میگیری اونقدر که گاهی این زنجیر و به سختی میشه باز کرد و اونقدر عرق میکنه که نگو ...
اکثرا هم آماده خنده ای ... مخصوصا اگه آخر شب باشه و جشمات مست خواب باشه..


اونوقته که خنده هات صدادار میشه و دل من و بابایی رو میبره .. همیشه عاشق این بودم که صدای خنده هات تمام خونه رو پر کنه

اصولا شما خوشرو و خوش اخلاقی
دیگه اینکه یاد گرفتی وقتی بهت شیشه میدم خودت مداخله میکنی و دائم دست منو پس میزنی میخوای خودت بگیری ولی چون زورت نمیرسه شیشه از دهنت در میاد و ول میشه اونوقت مظلومانه به من نگاه میکنی 
دیگه اینکه نفسم به نفست بنده ..............


چهارماهگی
